بابا چقدر من خوش شانسم .... از خودم شانس الله تر ندیده بودم... بس که من حساســــــم....
هنوز پام از گچ در نیومده یه درد ِ دیگم شده.... مثل اینکه بعد از 2 هفته رفتم مهمونی رودل کردم...
واااااااااااااای یه سرمای توپی خوردم که نگو ... دیروز که رفته بودیم تولد؛ یکی از دوستای سمیرا به اسم ِ بهناز که فقط دوست ِ خود ضایعشه بود سرمای عجیبی خورده بود ؛ واقعا بعضی ها دو زار عقل ندارن که واسه چند ساعت خوش گذرونی نباید کل ِ مملکتو ! بدبخت کرد....
تولدش فقط مخصوص افراد متشخص و دارای کمالات ِ جامعه بود – یعنی دخترا -
این بهناز جاروبرقی – آخه هی میکشید بالا – بدجوری وصل ِ من شده بود و هی ازم آمار میگرفت ، یه دونه ازاین خزو خیل 00 ها هم دستش گرفته بودو هی اس ام اس برام میخوند انگار من تا حالا جوک نشنیده بودم، فکر کنم اگه بهش رو میدادم تا تو دستشویی هم باهام میومد ، بد یادگاری برام گذاشت ، واقعا خدا ازش نگذره که منم نمیگذرم ....
راستی همه تو کف هدیه من مونده بودن، کلی بابت ِ هدیه ام کلاس گذاشتم
اوووووم همین دیگه کیکشم فوق العاده خوشمزه بود ....اگه بخوام همه چیزو بگم فکر کنم طولانی میشه ...
بعد از ظهر هم اول با مسیح و 2 ساعت بعدش با نریمان قرار دارم پیمان هم فردا، آخه اون سوگلیه! با اون بیشتر خوش میگذره پس باید براش بیشتر وقت بذارم دیگه
...خــــــــدا به دادم برسه......
از راهپیمایی چه خبر ؟ اصلا برگزار شد؟؟من که چیزی درموردش نشنیدم؟!!
راستــــــــــــــــــی یکی هست که به من بگه چرا اینجا از روزام مینویسم ؛ باور میکنید خودم همین طوری موندم که چرا این کارو میکنم....
موافقید دیــــــــــــــــــــگه از خودم ننویســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم؟؟؟؟
به امید فــــــدایی بهتـــــر برای آدمایی که بهتـــــــر شدن....
سلام وبلاگ قشنگی داری به منم سربزن
موفق باشی
عشق از دوستی پرسید : فرق بین من تو در چیه ؟
دوستی گفت من دیگران را با سلامی آشنا می کنم تو با نگاهی .. من آنان را با دیگران جدا می کنم تو با مرگ
وبلاگ قشنگی داری
موفق باشی
همیشه مهربان
سلام.......
خوبی.......
ممنون که سر زدی...
آره منم راهپیمایی رفتم.....(اخه چرا خالی می بندی....؟)
بهمنم سر بزن.........
فعلا بای........
سلام آبجی جون خودم
خوبی؟
بهتری کوچولوی من
چرا گله کردی؟
من نمی دونستم اجازه می دی اسم گلت رو ببرم یا نه؟
گذاشتم اسم قشنگت رو
بعد من می گم این کار خوب نیست >>بعد از ظهر هم اول با مسیح و 2 ساعت بعدش با نریمان قرار دارم پیمان هم فردا، آخه اون سوگلیه! با اون بیشتر خوش میگذره پس باید براش بیشتر وقت بذارم دیگه...خــــــــدا به دادم برسه...... ؛
ولی میل خودت
خودت می تونی از خودت مراقبت کنی
در ضمن از خودت بنویس
چرا ننویسی؟
ولی مراقب باش تو آوردن اسم ها و گفتن خاطرات
نه به کسی توهین کن نه کسی رو بیخود بالا ببر که اگه یه روز فهمیدی اشتباه می کنی بتونی جبران کنی
قربونش برم
دعام کن.
نگفتم قسمت نظرات رو بذار تو تایید :((
سلام آبجیکم
لوگوت رو کوچولو کردم و گذاشتم
دعام کن.
سلام بر مونا و دوستان همیشه حاضر در صحنه!
منم الان سه روزیه سرما خوردم اما تقصیر خودم بود.
راستی چرا دیگه نمیخوای از روزانه هات بنویسی؟اینم یه نوعشه.باحاله ها
موفق باشی
سلام مونا جون
ایشالا سرماخوردگیت زودتر خوب بشه
شما چون دست به کیبوردتون خوبه هر چی بنویسید
طرفدار خودشو داره
موفق باشید
سلام
جالب بودd:
خوب میتونی حرفاتو به نوشته تبدیل کنی
به منم یه سر بزن
خوشحال میشم
منتظرم
فعلا
بازم سلام
یه پیش نهاد
تو بلاگفا خواننده بیشتر خواهی داشت
به نظر من البته
بازم فعلا
خوب مینویسی
موفق باشی